دوشنبه هفدهم دی 1386
شعر طفره
خيسه چشات از تو نگام نگاتو پنهونش نكن
به لب گزيده دندونو مهمون نا خونش نكن
طفره نرو بگو به من چي شده مي لرزه صدات
بغض كدوم دل واپسي شكسته تو دنج نگات
كوه اگه بوده توي مشت خوردش ميكنم
خورشيد اگه بوده بهش بگو كه داغش مي كنم
مرگ اگه بوده جونش رو ميگيرم پس نميدم
فرشته ابليس نداره باج به هبچ كس نميدم
تو همه دنيا فقط اشك تو سخته ديدنش
وقتي كه نم نم ميچكه روي گلاي پيرهنش
كاشكي بهم گفته بودي ازم بدت مياد
كاشكي دلو نمي انداختم زير پات
تو همه دنيا فقط تو رو ميخواسم واسه قلب من
كاشكي نميزاشتي قلبمو زير پات
كاشكي بهم گفته بودي عاشق كسي ديگه شدي
شايد اين جوري نمي مردم از جفاي تو به من
kolbe_chobi_man@yahoo.com
نوشته شده توسط عباس در ساعت 8:52 | لینک
|
