دوشنبه سوم دی 1386
به يادت اشـــك مي ريزم
به يادت اشك مي ريزم اما تو بر نمـــــــي گـــردي
ندونستي كه مي خوامت ندونستي و بد كردي
به يادت اشـك مي ريزم كه عشقت مونده تو سيـــنه
هنوز عاشقت هستم ولي چشمات نمي بينه
من معصوم و خوش باور تو رو عاشق مي دونستم
مي خواستم بكنم از تو نتونستم نتونستم
به سم عشق تو افسوس شده آغشته خون مـــــــــن
كه زخم تو فرو رفته به مغز استخوان من
تو فهميدي كه ديوونه ام تو ديدي جون برات ميدم
تا اون شب اون شب آخر تو رو با اون يكي ديدم
نظر یادت نره
نوشته شده توسط عباس در ساعت 9:10 | لینک
|
