شعر طفره
خيسه چشات از تو نگام نگاتو پنهونش نكن
به لب گزيده دندونو مهمون نا خونش نكن
طفره نرو بگو به من چي شده مي لرزه صدات
بغض كدوم دل واپسي شكسته تو دنج نگات
كوه اگه بوده توي مشت خوردش ميكنم
خورشيد اگه بوده بهش بگو كه داغش مي كنم
مرگ اگه بوده جونش رو ميگيرم پس نميدم
فرشته ابليس نداره باج به هبچ كس نميدم
تو همه دنيا فقط اشك تو سخته ديدنش
وقتي كه نم نم ميچكه روي گلاي پيرهنش
كاشكي بهم گفته بودي ازم بدت مياد
كاشكي دلو نمي انداختم زير پات
تو همه دنيا فقط تو رو ميخواسم واسه قلب من
كاشكي نميزاشتي قلبمو زير پات
كاشكي بهم گفته بودي عاشق كسي ديگه شدي
شايد اين جوري نمي مردم از جفاي تو به من
kolbe_chobi_man@yahoo.com
به يادت اشـــك مي ريزم
به يادت اشك مي ريزم اما تو بر نمـــــــي گـــردي
ندونستي كه مي خوامت ندونستي و بد كردي
به يادت اشـك مي ريزم كه عشقت مونده تو سيـــنه
هنوز عاشقت هستم ولي چشمات نمي بينه
من معصوم و خوش باور تو رو عاشق مي دونستم
مي خواستم بكنم از تو نتونستم نتونستم
به سم عشق تو افسوس شده آغشته خون مـــــــــن
كه زخم تو فرو رفته به مغز استخوان من
تو فهميدي كه ديوونه ام تو ديدي جون برات ميدم
تا اون شب اون شب آخر تو رو با اون يكي ديدم
نظر یادت نره
