سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386
نوشته شده توسط عباس در ساعت 12:54 | لینک
|
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386
نوشته شده توسط عباس در ساعت 22:1 | لینک
|
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386
ما كه رفتيم
ما كه رفتيم رفقايادش بخير اون بازيا
اون هم دنبال كردنا و نرسيدنا
ياد بالا بلندي قايم موشك ها مون بخير
بچه بوديم مي گفتيم بزرگ بشيم يادش بخير
يادش بخير همسايه آزاريمون دارم ميگم
زنگ زدنو فرار كردانا مون يادش بخير
ياد مدرسه جوجه بودن توي كلاس
ياد درس ياد نگرفتن سر كلاس
ياد نمره هاي تك كه همش باعث كتك بود
ياد تون هم خراكي بچه گي
كه همش چيپس پفك بود بخير
ياد كوچه گليمون ياد سادگي مون
ياد اونهمه محبت كا داشتيم رو سفره
ياد سادگيو از رو دل حرف زدنامون بخير
ياد صبح ساعت 5 بيدار شدنامون بخير
ياد آب پاشيدن به هم ديگه تو مدرسه
يادش بخير
يادش بخير چه زود گذشت اون همه شاديامون
نه فكر زن بوديم نه زندگيمون
يا بربري صبح كه با پنير مي چسبيد
ياد گرگم به هوا كه شب مي چرخيدم بخير
نمي خوام سرتو در بيارم عزيز دل
ولي ياد بي خودي گريه كردنامون بخير
ياد خواستن اسباب بازي
ياد نتونستن به دستش بيارن توي مغازه حاجي
ياد ماسه شوي با دستامون ياده گل بازي با چنگامون
ياد فوتبال روي زميني گلي
ياد بي امكانات دنبال فر پلي بازي
حال چي شد اون همه رودر باسي
برم بهتره بيخال مون تو همون بازي
دوسدار بچه هاي ايروني اگه نمره هم نياوردنياندازش بيرون
از عباس محمد بيگي
از تهران

ما كه رفتيم رفقايادش بخير اون بازيا
اون هم دنبال كردنا و نرسيدنا
ياد بالا بلندي قايم موشك ها مون بخير
بچه بوديم مي گفتيم بزرگ بشيم يادش بخير
يادش بخير همسايه آزاريمون دارم ميگم
زنگ زدنو فرار كردانا مون يادش بخير
ياد مدرسه جوجه بودن توي كلاس
ياد درس ياد نگرفتن سر كلاس
ياد نمره هاي تك كه همش باعث كتك بود
ياد تون هم خراكي بچه گي
كه همش چيپس پفك بود بخير
ياد كوچه گليمون ياد سادگي مون
ياد اونهمه محبت كا داشتيم رو سفره
ياد سادگيو از رو دل حرف زدنامون بخير
ياد صبح ساعت 5 بيدار شدنامون بخير
ياد آب پاشيدن به هم ديگه تو مدرسه
يادش بخير
يادش بخير چه زود گذشت اون همه شاديامون
نه فكر زن بوديم نه زندگيمون
يا بربري صبح كه با پنير مي چسبيد
ياد گرگم به هوا كه شب مي چرخيدم بخير
نمي خوام سرتو در بيارم عزيز دل
ولي ياد بي خودي گريه كردنامون بخير
ياد خواستن اسباب بازي
ياد نتونستن به دستش بيارن توي مغازه حاجي
ياد ماسه شوي با دستامون ياده گل بازي با چنگامون
ياد فوتبال روي زميني گلي
ياد بي امكانات دنبال فر پلي بازي
حال چي شد اون همه رودر باسي
برم بهتره بيخال مون تو همون بازي
دوسدار بچه هاي ايروني اگه نمره هم نياوردنياندازش بيرون
از عباس محمد بيگي
از تهران

نوشته شده توسط عباس در ساعت 11:44 | لینک
|
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
سراب بودن با تو دیگه رو شده که دریا نیست
دیگه دل کندن از تو برام پایان دنیا نیست
چه معصوم باورت کردم من دیونه ساده دل
بیا از پشت مه بیرون نقابت افتاده
واسه بر گشتنت دیره که دستات پر ز تقصیره
واسه دل کندن از تو دیگه گریم نمیگیره
بهای بودن با تو گذشتن از جوونی شد
دریغا فصل سبز من پر از برگ خزونی شد
ته هر جمله از حرفات یه بن بست و یه شاید بود
سر هر خواهشت حتی یه اجبار یه باید بود
خیال کردم رفیقی تو خیال کردم وفا داری
می خواستم سقف من باشی ولی افسوس آواری
سراب بودن با تو دیگه رو شده که دریا نیست
دیگه دل کندن از تو برام پایان دنیا نیست
واسه دل خود نوشتم نخونده نرو
دیگه دل کندن از تو برام پایان دنیا نیست
چه معصوم باورت کردم من دیونه ساده دل
بیا از پشت مه بیرون نقابت افتاده
واسه بر گشتنت دیره که دستات پر ز تقصیره
واسه دل کندن از تو دیگه گریم نمیگیره
بهای بودن با تو گذشتن از جوونی شد
دریغا فصل سبز من پر از برگ خزونی شد
ته هر جمله از حرفات یه بن بست و یه شاید بود
سر هر خواهشت حتی یه اجبار یه باید بود
خیال کردم رفیقی تو خیال کردم وفا داری
می خواستم سقف من باشی ولی افسوس آواری
سراب بودن با تو دیگه رو شده که دریا نیست
دیگه دل کندن از تو برام پایان دنیا نیست
واسه دل خود نوشتم نخونده نرو
نوشته شده توسط عباس در ساعت 9:56 | لینک
|
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386
شعر ي فقط به شما دوست گرامي
هديه از طرف بلاگ چوبي
عشق هاي خنده دار
عشق آدما به هم قصه خنده داريه اولش قشنگه و بعدش همه گريه زاريه
وقتي عشقا همه از دم مثل هم تموم مي شن چرا باز بايد شروع كرد آخه اين چه كاريه
آدمها عادت دارن از هم ديگه بت بسازن راه صد ساله رو يك شبه چهار نعل بتازن
وقتي كه قديمي شد بگن ديگه خسته شدن بگم اين ديگه كهنه شده به اون يكي دل ببازن
روز اول آدمها مي ميرن از دوري هم روز بد مي نالن از بدي نا جوري هم
مي رن رو هم مي ريزن با يكي روز ديگش نه واسه تنهاي شون براي چشم كوري هم
اگه زيباي خوش به حال لاتاي خيابون اگه آهو كه توچنگ گرگاي بيابونه
اونيكه ديونه خراب چشم ابروته پات نمي ميونه آخه دست بالا دست فراونه
يكي پيدا نمي شه تو رو واسه خودت بخواد واسه چشم ابروته هر كي كه دنبالت مياد
به خدا دروغ ميگه وقتي ميگه عاشقته به خدا دروغ مي گه جز تو چيزي نمي خواد
هديه از طرف بلاگ چوبي
عشق هاي خنده دار
عشق آدما به هم قصه خنده داريه اولش قشنگه و بعدش همه گريه زاريه
وقتي عشقا همه از دم مثل هم تموم مي شن چرا باز بايد شروع كرد آخه اين چه كاريه
آدمها عادت دارن از هم ديگه بت بسازن راه صد ساله رو يك شبه چهار نعل بتازن
وقتي كه قديمي شد بگن ديگه خسته شدن بگم اين ديگه كهنه شده به اون يكي دل ببازن
روز اول آدمها مي ميرن از دوري هم روز بد مي نالن از بدي نا جوري هم
مي رن رو هم مي ريزن با يكي روز ديگش نه واسه تنهاي شون براي چشم كوري هم
اگه زيباي خوش به حال لاتاي خيابون اگه آهو كه توچنگ گرگاي بيابونه
اونيكه ديونه خراب چشم ابروته پات نمي ميونه آخه دست بالا دست فراونه
يكي پيدا نمي شه تو رو واسه خودت بخواد واسه چشم ابروته هر كي كه دنبالت مياد
به خدا دروغ ميگه وقتي ميگه عاشقته به خدا دروغ مي گه جز تو چيزي نمي خواد
نوشته شده توسط عباس در ساعت 11:41 | لینک
|
شنبه یکم اردیبهشت 1386
ديگه ازت خسته شدم
نگو كه حرفاي تو رو از تو نگاهت مي خونم
بي خودي زيرو روش نكن ميون براتو از برم
تو چين و خط صورتت اشاره هات رو مي شناسم
چيني من شكستنت راحت و آسونه واسم
نت به نت غرور من به پاي تو ترانه شد
كسي تو رو نخونده بود شعراي من بهونه شد
واژه به واژه خط به خط غزل شدي تو دفترم
هر كي رسيد خوندنت و من خيال ميكردم آخرم
ديگه ازت خسته شدم نمون واز پيشم برو
يه روز سرودمت حالا خط خطي ميكنم تو رو
خودم مچالت مي كنم با دستم كه تو رو نوشتم
من مي گم حرف آخرو منم خدا و سر نوشت
برو كه سرنوشت برات تنهاي تو زود تر از همه بد بختي رو نوشت
نگو كه حرفاي تو رو از تو نگاهت مي خونم
بي خودي زيرو روش نكن ميون براتو از برم
تو چين و خط صورتت اشاره هات رو مي شناسم
چيني من شكستنت راحت و آسونه واسم
نت به نت غرور من به پاي تو ترانه شد
كسي تو رو نخونده بود شعراي من بهونه شد
واژه به واژه خط به خط غزل شدي تو دفترم
هر كي رسيد خوندنت و من خيال ميكردم آخرم
ديگه ازت خسته شدم نمون واز پيشم برو
يه روز سرودمت حالا خط خطي ميكنم تو رو
خودم مچالت مي كنم با دستم كه تو رو نوشتم
من مي گم حرف آخرو منم خدا و سر نوشت
برو كه سرنوشت برات تنهاي تو زود تر از همه بد بختي رو نوشت
نوشته شده توسط عباس در ساعت 16:42 | لینک
|
شنبه یکم اردیبهشت 1386
يه روز ميرم
اگه من يه روز نباشم كي كه از عشقت مي ميره يه روزي ميرم و اون وقته كه گريت ميگيره
اگه من يه روز برم براي كي ناز ميكني روي بوم كي مي شيني با كي پرواز ميكني
وقتي كه قهر مي كني مننتتو كي مي كشه اگه من يه روز نباشم سر نوشتت چي مي شه
كي واست لا لاي مي گه كه چشاتو هم بزاري كي ميزاره تو همش براش بهونه بياري
با كليدش كيه اخما تو وا مي كنه اون شبا كه سرته كي كه دستتات رو ها مي كنه
وقت گريه ميكني سرتو رو شونه كي مي زاري به يه آغوش ديگه كه عادت نداري
اگه من يه روز نباشم كي كه از عشقت مي ميره يه روزي ميرم و اون وقته كه گريت ميگيره
اگه من يه روز نباشم كي كه از عشقت مي ميره يه روزي ميرم و اون وقته كه گريت ميگيره
اگه من يه روز برم براي كي ناز ميكني روي بوم كي مي شيني با كي پرواز ميكني
وقتي كه قهر مي كني مننتتو كي مي كشه اگه من يه روز نباشم سر نوشتت چي مي شه
كي واست لا لاي مي گه كه چشاتو هم بزاري كي ميزاره تو همش براش بهونه بياري
با كليدش كيه اخما تو وا مي كنه اون شبا كه سرته كي كه دستتات رو ها مي كنه
وقت گريه ميكني سرتو رو شونه كي مي زاري به يه آغوش ديگه كه عادت نداري
اگه من يه روز نباشم كي كه از عشقت مي ميره يه روزي ميرم و اون وقته كه گريت ميگيره
نوشته شده توسط عباس در ساعت 16:39 | لینک
|
شنبه یکم اردیبهشت 1386
ديگه ازت خسته شدم
نگو كه حرفاي تو رو از تو نگاهت مي خونم
بي خودي زيرو روش نكن ميون براتو از برم
تو چين و خط صورتت اشاره هات رو مي شناسم
چيني من شكستنت راحت و آسونه واسم
نت به نت غرور من به پاي تو ترانه شد
كسي تو رو نخونده بود شعراي من بهونه شد
واژه به واژه خط به خط غزل شدي تو دفترم
هر كي رسيد خوندنت و من خيال ميكردم آخرم
ديگه ازت خسته شدم نمون واز پيشم برو
يه روز سرودمت حالا خط خطي ميكنم تو رو
خودم مچالت مي كنم با دستم كه تو رو نوشتم
من مي گم حرف آخرو منم خدا و سر نوشت
برو كه سرنوشت برات تنهاي تو زود تر از همه بد بختي رو نوشت
نگو كه حرفاي تو رو از تو نگاهت مي خونم
بي خودي زيرو روش نكن ميون براتو از برم
تو چين و خط صورتت اشاره هات رو مي شناسم
چيني من شكستنت راحت و آسونه واسم
نت به نت غرور من به پاي تو ترانه شد
كسي تو رو نخونده بود شعراي من بهونه شد
واژه به واژه خط به خط غزل شدي تو دفترم
هر كي رسيد خوندنت و من خيال ميكردم آخرم
ديگه ازت خسته شدم نمون واز پيشم برو
يه روز سرودمت حالا خط خطي ميكنم تو رو
خودم مچالت مي كنم با دستم كه تو رو نوشتم
من مي گم حرف آخرو منم خدا و سر نوشت
برو كه سرنوشت برات تنهاي تو زود تر از همه بد بختي رو نوشت
نوشته شده توسط عباس در ساعت 14:53 | لینک
|
شنبه یکم اردیبهشت 1386
ديگه ازت خسته شدم
نگو كه حرفاي تو رو از تو نگاهت مي خونم
بي خودي زيرو روش نكن ميون براتو از برم
تو چين و خط صورتت اشاره هات رو مي شناسم
چيني من شكستنت راحت و آسونه واسم
نت به نت غرور من به پاي تو ترانه شد
كسي تو رو نخونده بود شعراي من بهونه شد
واژه به واژه خط به خط غزل شدي تو دفترم
هر كي رسيد خوندنت و من خيال ميكردم آخرم
ديگه ازت خسته شدم نمون واز پيشم برو
يه روز سرودمت حالا خط خطي ميكنم تو رو
خودم مچالت مي كنم با دستم كه تو رو نوشتم
من مي گم حرف آخرو منم خدا و سر نوشت
برو كه سرنوشت برات تنهاي تو زود تر از همه بد بختي رو نوشت
نگو كه حرفاي تو رو از تو نگاهت مي خونم
بي خودي زيرو روش نكن ميون براتو از برم
تو چين و خط صورتت اشاره هات رو مي شناسم
چيني من شكستنت راحت و آسونه واسم
نت به نت غرور من به پاي تو ترانه شد
كسي تو رو نخونده بود شعراي من بهونه شد
واژه به واژه خط به خط غزل شدي تو دفترم
هر كي رسيد خوندنت و من خيال ميكردم آخرم
ديگه ازت خسته شدم نمون واز پيشم برو
يه روز سرودمت حالا خط خطي ميكنم تو رو
خودم مچالت مي كنم با دستم كه تو رو نوشتم
من مي گم حرف آخرو منم خدا و سر نوشت
برو كه سرنوشت برات تنهاي تو زود تر از همه بد بختي رو نوشت
نوشته شده توسط عباس در ساعت 14:52 | لینک
|
شنبه یکم اردیبهشت 1386
ديگه ازت خسته شدم
نگو كه حرفاي تو رو از تو نگاهت مي خونم
بي خودي زيرو روش نكن ميون براتو از برم
تو چين و خط صورتت اشاره هات رو مي شناسم
چيني من شكستنت راحت و آسونه واسم
نت به نت غرور من به پاي تو ترانه شد
كسي تو رو نخونده بود شعراي من بهونه شد
واژه به واژه خط به خط غزل شدي تو دفترم
هر كي رسيد خوندنت و من خيال ميكردم آخرم
ديگه ازت خسته شدم نمون واز پيشم برو
يه روز سرودمت حالا خط خطي ميكنم تو رو
خودم مچالت مي كنم با دستم كه تو رو نوشتم
من مي گم حرف آخرو منم خدا و سر نوشت
برو كه سرنوشت برات تنهاي تو زود تر از همه بد بختي رو نوشت
نگو كه حرفاي تو رو از تو نگاهت مي خونم
بي خودي زيرو روش نكن ميون براتو از برم
تو چين و خط صورتت اشاره هات رو مي شناسم
چيني من شكستنت راحت و آسونه واسم
نت به نت غرور من به پاي تو ترانه شد
كسي تو رو نخونده بود شعراي من بهونه شد
واژه به واژه خط به خط غزل شدي تو دفترم
هر كي رسيد خوندنت و من خيال ميكردم آخرم
ديگه ازت خسته شدم نمون واز پيشم برو
يه روز سرودمت حالا خط خطي ميكنم تو رو
خودم مچالت مي كنم با دستم كه تو رو نوشتم
من مي گم حرف آخرو منم خدا و سر نوشت
برو كه سرنوشت برات تنهاي تو زود تر از همه بد بختي رو نوشت
نوشته شده توسط عباس در ساعت 14:51 | لینک
|





