تبليغاتX
کلبــــــــــه چوبی مــــــــــــــــــن
کلبه چوبه شعر و قهو داق تو کلبه و آتیش داق تو کلبه

عطر قهوم مبارك
من كه شاهزاده تو قصه نبودم
تو مي خواستي كه ازم يه بت بسازي
وقتي گفتم كه حقيقتم كدومه
تو خيال كردي گرفتمت به بازي
من يه رعيتم ببين ساده ساده
نه سوار اسب ابلق
نه سوار فيل هندو
راه مي رم با پاي پياده
عاشق بوي پنير و طعم گندم
بوي خاك رو دوست دارم
عاشق سمونوم
همه بهم ميكن تو خوره سمنوي ديونه
مزه سيب رو دوست دارم
مثه بقيه مردم
عاشق شعرم و عطرخوب قهوه
عاشق ريحون و سنگك و كبابم
گاهي خوشحال و گاهي عصباني
گاهي بيدارم و گاهي تو خوابم
تو منو بزرگ تر از اون چه كه هستم
تو منو شبيه يه معجزه خواستي
من سراسر همين چند تا كلام هستم
تو ولي منو ستاره خواستي
نوشته شده توسط عباس در ساعت 18:29 | لینک  | 

قدرت تو مال کی  قدر احساس رو بدون نگو کی
نوشته شده توسط عباس در ساعت 12:0 | لینک  | 

تو مثه گریه ابری تو زلالی مثه بارون        من مسافر کویرم مرد تشنه بیابون
من سیاهم تو سفیدی من یه قطره وتو دریا   من یک واقیت تلخ تو ولی مثل یه رویا
میدونم بی تو میمرم میدونم تموه کارم    برای خوشبختی تو چارهای جز این ندارم
میرم و بر نمیگردم که سفر آخر کاره     گر چه قطره قطره اشکم مثه بارون میباره
تو مثه دریا بزرگی من خلیج  گل نشسته     تو رهای مثه موجهای من یه کشتی شکسته
من به زردی خزونم تو به سرخی اناری     من خودپاییزم اما تو خود فصل بهاری
مهربون اشکاتو پاک کن که میگن شگون نداره    گر چه هق هق خود من مثه ابرای بهاره
تو نگاه نکن تو چشام تا که اشکامو نبینی     مرده و بغضه و جاده تویی و چه نازنینی
منتظرنشسته جاده نازنین خدا نگهدار      کاش می شد واسه آخرين بار بگی به امید دیدار
جاده شعري زيبا نظرات شما گرما زده مي كنه من رو واقعا
دوستان استفاده از اين شعر بلا مانع است ولي باذكر منبع
Air.arezoo@gamil.com    
نوشته شده توسط عباس در ساعت 15:52 | لینک  |