سلام
دادشی کجای داداشی رفتی تنهام گذاشتی
رفتی تا من بتونم زندگی کنم اما نمیدونستی زندگیم رو ازم گرفتی
دادشی یادت بخیر تو جنگ بلند پروا بودی حالا تو خاک زیر پای عابرای
دادشی کاش بیدار نشی تا سرنوشت من رو نبینی
اونی که دم از کارو آبادی میداد رفت و همه خوبی ها را با خود برد
همه بد شودن از وقتی اون رفت
بچه های جنگ تو صف آخر وایستادن
مردن همشون
دادشی توی نگاهت یه دنیا ستاره داشتی اما منو تو سیاهی جا گذاشتی
دادشی
دادشی
نمیدونستی الان همه چی پارتی بازیه
نمیدونستی الان بیکار میشم
داداشی خدا پشت پناهت دادشی برنگرد چون قلبت میگیره از جفای آقایانون به ما
براش نامه دادم جوابش نیود
خدا نگهدار
سلام
دادشی کجای داداشی رفتی تنهام گذاشتی
رفتی تا من بتونم زندگی کنم اما نمیدونستی زندگیم رو ازم گرفتی
دادشی یادت بخیر تو جنگ بلند پروا بودی حالا تو خاک زیر پای عابرای
دادشی کاش بیدار نشی تا سرنوشت من رو نبینی
اونی که دم از کارو آبادی میداد رفت و همه خوبی ها را با خود برد
همه بد شودن از وقتی اون رفت
بچه های جنگ تو صف آخر وایستادن
مردن همشون
دادشی توی نگاهت یه دنیا ستاره داشتی اما منو تو سیاهی جا گذاشتی
دادشی
دادشی
نمیدونستی الان همه چی پارتی بازیه
نمیدونستی الان بیکار میشم
داداشی خدا پشت پناهت دادشی برنگرد چون قلبت میگیره از جفای آقایانون به ما
براش نامه دادم جوابش نیود
خدا نگهدار
سلام
دادشی کجای داداشی رفتی تنهام گذاشتی
رفتی تا من بتونم زندگی کنم اما نمیدونستی زندگیم رو ازم گرفتی
دادشی یادت بخیر تو جنگ بلند پروا بودی حالا تو خاک زیر پای عابرای
دادشی کاش بیدار نشی تا سرنوشت من رو نبینی
اونی که دم از کارو آبادی میداد رفت و همه خوبی ها را با خود برد
همه بد شودن از وقتی اون رفت
بچه های جنگ تو صف آخر وایستادن
مردن همشون
دادشی توی نگاهت یه دنیا ستاره داشتی اما منو تو سیاهی جا گذاشتی
دادشی
دادشی
نمیدونستی الان همه چی پارتی بازیه
نمیدونستی الان بیکار میشم
داداشی خدا پشت پناهت دادشی برنگرد چون قلبت میگیره از جفای آقایانون به ما
براش نامه دادم جوابش نیود
خدا نگهدار
نه
دروغه
بی جمله دوست دارم کاغذی امضا نمیشه
میگن تو شهر عاشقا دل دیگه قانون نداره
چراق قرمز و پلیس تو هر خیابون نداره
بابت عاشقی کسی به گزمه باج نمیده
free end web site me see you
abbas
kolbe_chobi_man@yahoo.com
دلت از اهن انگار دلت انگاری از سنگه
تو که دریای من بودی شدی حالا سراب من
بیاو مهربانی کن بیا گاهی به خواب من
با چشمام تا دوتا چشمات چه معصومانه پل بستم
واست چی بودم و افسوس کیم حالاو چی هستم
گذشت اون شب برای تو برای من ولی افسوس
شدم اوراه هندو شدی زیبا ترین طاوس
زده اتیش به جون من حریق عشق پاک تو
من مغرور افتادم در این بازی به خاک تو
شکسته تیر من به تو نشسته تیر تو به من
زدیم به زانو و شدی فاطح جنگ تن به تن
نعش منو با یه طناب بکش رو خاک ادعات
بگو اهای مردم شهر اینم قلدور شما
مهم این حرف واپسین همینه حرف اخرم
رو سنگ گورم بنویس مردی که گفت:دوستت دارم
الان در حال مردنه
kolbe_chobi_man@yahoo.com
از رو نوشتی.اینجوری نمره دیکته ات میشه بیست
قشنگ نامه هات ولی برای دیگرون نه من
دوست دارم کهنه شده بسه از این حرفها نزن
واسم مهم نیست دیگه نه تو نه کاغذای تو
دل دیگه مشکی پوشیده نشسته به عزای تو
واسم مهم نیستی دیگه تو یاد تو مرده تو دلم
دیگه ازت بدم میاد فقط همینه مشکلم
نگو که قول میدی بهم نگو قسم خوردی دیگه
یه خورده دیره آخه برای من مردی دیگه
از عباس اگه کسی خواست کپی کنه اسم من رو هم یادتش باش
دوستدارت تارا جان عباس یک مسافر بی قرار
این وب لاگ دو اسم داره 1 کلبه چوبی من 2 کافه تورنتو
یکی از ما داره باز به اون یکی دروغ میگه
یکی از ما رفته باز سراق یکی یار دیگه
یکی از ما داره باز تو کار عشق خیانت میکنه
داره دستاش به دست دیگه عادت میکنه
اون توی که دستتو تو دست دیگرون دیدم
اون توی که آدما با دست به هم نشون میدن
اونی که سادگی رفته از نگاهش فقط توی
اونیکه عشق گذاشته زیر پاش فقط توی
برو از تو قلب عباس که دیگه جات این تو نیست
دیگه دل عباس عاشق چشمای زیبای تو نیست
واسه برگشتن و موندن دیگه خیلی دیر شده
آخه این دل دیگه یک جای دیگه اسیر ه
با تشکر از نظرات شما دوستان
روزی شاید بمیرم اون روز روز من نیست ولی کار روزگاره
که با ما همش در پیکاره
روزی میرم میبینی که گرفتاری
حالا تو دنبال منی همش با خودت در پی کاری
دوستان به من نظر بدهید باتشکر کلبه چوبی
سال 2006
برای شما دخترها و پسر های تنها مثل خودم
اونهای که زبون ندان واسه اون ا نه واسه پروها
for me blog chobi
ok see you
پاییز 85
آهای پسرای ایرون
اگه کارت دختر بازیه آخرو آقبتتون سربازیه
تو سر بازی نوبت باد بادک بازیه
افسر نگهبون واستون میشه گریه بی امون
تا میری تو خیابون میبینت
میگن این همون سربازست افسر نگهبون بنویس واسه ایشون
این همون روزگاریه که فکر نمیکردی
حالا ای وای خدا ای وا ی خدایم امون از سر نوشت بی وفایم
که کار مارو داد دست افسر نگبانها
روزی تو خیابون راه میرفتی تا دخترا ببینت بگن عجب پسری زیباست
حلا تو خیا بون راه میر همه فرار میکنن آخه تو هستی سرباز نیروی زمینی
تو شد آش خور که افسر نگهبان آشها رو کرده تو پاچت
الاهی افسر نگهبون بمیره تا نکنه دیگرون رو اسیر زندان های بی امون
الاهی سرباز خونه ها خراب بشه تو دنیا تا نباشه جونی به فکر رویا
اهای سربازی دل نگرون کارتون دست امام زمون
نرید به فکر دیگرون
نشید نا مرد و زیر آب زن اینو اون
واسه گرفت تشویقی نکنید زیر آب زنی هم سنگرتون
روزی هم تو میشی اسیر همون افسر نگهبون
اون وقت میری تو زندون
با تشکر نویسنده عباس
یکم مسافر
رفتشو مارو تنها گذاشتش ای وای خدایم
زندگیم تموم شد بی لذت خدایم
همه رفیقهای که با من بودند رفتند حالا از من جدایند
یه روز میاد دنبالم بگردن یه روز میان با چشم گریون
میپرسن من کاجیم ولی من نیستم تا بخواهند جبران مکافات کنید
حالا ای وای خدایم
گوفتم تو شدی بهترین دوست جهونم
گوفتم جدا نشید ازم رفتید پی دختر حالا شدید تنها پی بد بختی تان
حالا دیدم نامردی شما رو
یه روز میاد که دنبالم بگردی اون وقت میفهمید با من چه کردید
او وقت میفهمید با من چه کردید
یه رو ز میاد با چشم گریون بپورشی از اینو اون
حالا ای وای خدا ایوای خدایم
تقدیم به دوستان بی وفا 2006
از طرف عباس برای دوستانم در دنیا
حتی شادمهر هم دلش واسه ما تنگ شد ولی شما....نه
best BET abbas beygi
for fr......
سلام
دادشی کجای داداشی رفتی تنهام گذاشتی
رفتی تا من بتونم زندگی کنم اما نمیدونستی زندگیم رو ازم گرفتی
دادشی یادت بخیر تو جنگ بلند پروا بودی حالا تو خاک زیر پای عابرای
دادشی کاش بیدار نشی تا سرنوشت من رو نبینی
اونی که دم از کارو آبادی میداد رفت و همه خوبی ها را با خود برد
همه بد شودن از وقتی اون رفت
بچه های جنگ تو صف آخر وایستادن
مردن همشون
دادشی توی نگاهت یه دنیا ستاره داشتی اما منو تو سیاهی جا گذاشتی
دادشی
دادشی
نمیدونستی الان همه چی پارتی بازیه
نمیدونستی الان بیکار میشم
داداشی خدا پشت پناهت دادشی برنگرد چون قلبت میگیره از جفای آقایانون به ما
براش نامه دادم جوابش نیود
خدا نگهدار
سلام
دادشی کجای داداشی رفتی تنهام گذاشتی
رفتی تا من بتونم زندگی کنم اما نمیدونستی زندگیم رو ازم گرفتی
دادشی یادت بخیر تو جنگ بلند پروا بودی حالا تو خاک زیر پای عابرای
دادشی کاش بیدار نشی تا سرنوشت من رو نبینی
اونی که دم از کارو آبادی میداد رفت و همه خوبی ها را با خود برد
همه بد شودن از وقتی اون رفت
بچه های جنگ تو صف آخر وایستادن
مردن همشون
دادشی توی نگاهت یه دنیا ستاره داشتی اما منو تو سیاهی جا گذاشتی
دادشی
دادشی
نمیدونستی الان همه چی پارتی بازیه
نمیدونستی الان بیکار میشم
داداشی خدا پشت پناهت دادشی برنگرد چون قلبت میگیره از جفای آقایانون به ما
براش نامه دادم جوابش نیود
خدا نگهدار
روز اول نتونستم حرفا تو جدی بگیری
روز آخر دیدم که بدون تو میمیرم
کار دونیا خنده داره وقتی پای عشق تو کاره
توبه میکنی 1000 بار عاشقش میشی دوباره
اولش از رو هوس بود که یه بارش مارو بس بود
ولی بعد وقتی نبودی واسه من دنیا قفس بود
اگه عشق ما هوس بود که یه بارش ما رو بس یود
ولی بعد حس نیازت واسه من مثل نفس بود
abbas
موندم سر دو راهی این راهی یا اون راهی
سربازی شده برام لالای
می خوام گذشتمو جبران کنم اما عمر داره میگذره تو تنهای
من درم20ساله میشم
عمر داره میگذره
فدات شم خدا عمر چقدر زود میگذره
کاشکی کاشکی چی کاشکی زندگی دکمه باز گشت داشت تا زمانی که
مادر بزرگم داشت میمرد می تونستم اون جا باشم
کاشکی زندگی دکمه برگشتی داشت تا میتونستم بهترین باشم
کاشکی پی دختر بازی نبودیم و درس می خواندیم
کاشکی جوانیم نمیرفت
خیلی سخته که تو جوانی احساس پیری کنی
میدونی نه نمیدونی
ایوستک می یو
خیلی سخته درس بخونی کار کنی خیلی سخته داد بزنی وقتی که
میدونی همه دارن تو را نگاه میکنند
خیلی سخت تنها فکر کنی
خیلی سخته که بخوای دروغی بگی که پدر مادرت رو گم راه کنی
و اونها دنبال اون دروغ رو بگیرن وآخرش.....آره
زندگی چه سخته روزی بهت نون میده که دندون نداره
خوشبحال دخترا سربازی ندارن تو خیال خودشون میرن تو رویا بازی
ما ولی کابوسمو هست سربازی
کلاه قهو ای به رنگ قهو واسه سپاه کلاه پلنگی ارتش و رنگ خیار واسه نیروی انتظامی
این رسم بدی دو سال آویزون
این رو شاعر نمیگه اینو سربازا میکن اونم زود میگذره
خدایا ما تو این روزا بازنده بود ورق را برگردان تا برنده ماباشیم
خب باید برم تا معلوم نیست کی این وب لاگ چای وقهو داق تو کلبه میده اگه هوس کردی به ایمل من
میل بزنید اگه تنهای هم چشم ما به در مونده
خوب دوستان دوستدار شما عباس از اینور دنیا هستم
با تشکر بهترین خواننده دنیا
craig david
خوب وقت وقت جدایه وب لاگ من برای همه نظر بدید یا نه ما شما رو دوست داریم
یادت باشه دوست تنهایهایم تارا
جان تو قوتی بودی برای من با آن که ندیدیمت و صدایت نشنیدم اما تو بهترین در وب
abbas_beygi_307@yahoo.com
kolbe_chobi_man@yahoo.com
web site :http://chobi.blogfa.com/
سلام به شما دوست تنهای هایم مرا جاوید کن
باز با آن دیگری دیدم تورا جای قهر و اخم خنیدیم تو را
باز گوفتی اشتباه دیده ام گفتمت باشد بخشیدم تو را
باز هم این قصه ات تکرار شد با رقیبان رفتنت انکار شد
آنقدر کردی که دیگر قلب من از از تو وعشق تو بی زار شود
آن رقیبان یک شب می خواستنت ذره ذره پاکیت می کاستند
شب به مهمان خانه ات مهمان شدند صبح اما از برت بر خواستند
آمدی گوفتی پشیمانی دگر زین پس اما پاک میمانی دگر
گفتمت توبه به گرگان چاره نیست گوفتی چون کوه ایمانی دگر
گوفتمت باشد بخشدم تورا اخم وا کردم خندیدم تو را
زین حکایت ساعتی نگذشته بودتا باز با آن دیگران دیدم تو را
دوستدارت عباس
یک مسافر تنها
امید وارم از شعر های ما نارحت نشوید این را برای اطاعات عموم می نویسم
و گرنه تو بهترینی
Email:
kolbe_chobi_man@yahoo.com
web site or blog :http://chobi.blogfa.com/
hello
سلام به شما دوست تنهای هایم مرا جاوید کن
بابا عشق مرده دیگه دل خوبه مشکی بپوشه جای رگ خون دیگه خوبه سر کتری بجوشه
وقتی قلبا چوبیه هوا چیه؟ نفس چیه؟ نسل کفترا ور افتاد اینهمه قفس چیه؟
تو دستا خنجره لبا میگن دوست دارم شما رو نمیدونم من که باور نمیشه
عاشقی پیشکشتون خنجرا رو غلاف کنین گاهی ام روبرو حسابتو تو صاف کنین
این روزا پشت گوش باید دوتا آینه باشه اخه از پشت میزنن نگاه نگاه اینا جاشه!بای
دوستدار شما عباس یک مسافر که رفتنیه
سایت من
http://chobi.blogfa.com/
به من سر بزن ونظر بده چیزی ازت کم نمیشه
E:
kolbe_chobi_man@yahoo.com
کار دونیا خنده داره کار دنیا وارونه ست
خشک وتر حالیش نمیشه یه جورایی دیونست
تا جوونی حتی یک لقمه هم نون نداری
یه روزی نون میده که دیگه دندون نداری
دنبال نون دویدن کفش پاره کردن
امون از قسمت بد که وبال گردنه
دنیای ما پر از باید ونباید
حسابش فقط روی احتمال و شاید
فقط از تو آسمون نوک پیکان بلا
تو سر بیچاره ها میخوره از اون بالا
کار دونیا خنده داره کار دنیا وارونه ست
خشک وتر حالیش نمیشه یه جورایی دیونست
اسم من رو پایان هر شعر مینویسم تا تو هم بنویسی و بدان آن بد بخت منم من
کار دونیا خنده داره کار دنیا وارونه ست
خشک وتر حالیش نمیشه یه جورایی دیونست
دوسدار همه بچه های ایرونی نه بالا شهر و فقط و فقط پایین شهر
چون بالا شهر کار میکنم میدونم بی معرفتن
یه روزی وقتی می رفتی تو اتو بوس به احترام فردین آقایون پا میشودن تا خانومای پیر دخترای جوان رو صندلی بشینن
تا تنشون با نا محرما نخوره و گناه در اون اتوبوس کسی مرتکب نشه من همیشه همین کارو میکنم ولی حالا
همه می خوان دختر یا زنی سر پا وایسه تا......دیگه بقیشو رو تو بگو
free see me
abbas
kolbe_chobi_man@yahoo.com
به نام خدا
یاد دارم روزی یلی بودم برای خویش
اما امروز افتاده ام به دام روز گار خویش
روزگار قهر کرد بامن و رفت وتنها گذاشت من و سرنوشت من را
دیوانه شدم آواره دنیا و دنیا شدم
نخواندم درس و تقصیر زندگی انداختم کارم را
بچه گی ها همش از خدا میخواستیم مدرسه زود تر تمام شود و ما آزاد باشیم اما حالا میخواهم در همان
قفس بچه گی ها باشم تا آزادی با قفس تنگ بزگ سالی
سرنوشت چقدر متفاوت است با آن چیزی که فکر میکنید یادم هستش یه کی که تجربه داشت همش تو گوشم میگوفت
ای پسرا اگه کارتون دختر بازی آقبتتون سربازیه
ای خانومای نازک نارنجی اگه کارتون پسر بازی آخر آقبتتون گل دوزیه
خوب باتشکر به امید روزهای رهای از دام خدا یارت باد عباس محمد بیگی
حتما به کلبه چوبی من سر بزنید
دوست دار شما
abbas
kolbe_chobi_man@yahoo.com
بی جمله دوست دارم کاغذی امضا نمیشه
میگن تو شهر عاشقا دل دیگه قانون نداره
چراق قرمز و پلیس تو هر خیابون نداره
بابت عاشقی کسی به گزمه باج نمیده
free end web site me see you
abbas
kolbe_chobi_man@yahoo.com
عشق ادما به هم قصه خنده داریه اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه
وقتی عشقا همه از دم مثل هم تموم میشن چرا باز باید شروع کرد آخه این چه کاریه؟
آدما عادت دارن از همدیگه بت بسازن راه صد ساله رو یک سایت چار نعل بتازن
وقتی که قدیمی شد بگن دیگه خسته شدن بگن این کهنه شده به اون یکی دل به بازن
روز اول آدما میمرن از دوری هم روز بهد مینالن از بدی وناچوری هم
میرن رو هم میریزن با یکی روز دیگهاس نه واسه تنهایی شون برای چشم کوری هم
اونی که دیونه و خراب چشم ابوته پات نمیمونه آخه دست بالا دست فراونه
یکی پیدا نمیشه تو را وسه خودت بخواد واسه چشم و ابروته هر کی که دنبالت میاد
دوستدارت عباس یک مسافر
abbas
kolbe_chobi_man@yahoo.com
دلت از اهن انگار دلت انگاری از سنگه
تو که دریای من بودی شدی حالا سراب من
بیاو مهربانی کن بیا گاهی به خواب من
با چشمام تا دوتا چشمات چه معصومانه پل بستم
واست چی بودم و افسوس کیم حالاو چی هستم
گذشت اون شب برای تو برای من ولی افسوس
شدم اوراه هندو شدی زیبا ترین طاوس
زده اتیش به جون من حریق عشق پاک تو
من مغرور افتادم در این بازی به خاک تو
شکسته تیر من به تو نشسته تیر تو به من
زدیم به زانو و شدی فاطح جنگ تن به تن
نعش منو با یه طناب بکش رو خاک ادعات
بگو اهای مردم شهر اینم قلدور شما
مهم این حرف واپسین همینه حرف اخرم
رو سنگ گورم بنویس مردی که گفت:دوستت دارم
الان در حال مردنه
kolbe_chobi_man@yahoo.com
از رو نوشتی.اینجوری نمره دیکته ات میشه بیست
قشنگ نامه هات ولی برای دیگرون نه من
دوست دارم کهنه شده بسه از این حرفها نزن
واسم مهم نیست دیگه نه تو نه کاغذای تو
دل دیگه مشکی پوشیده نشسته به عزای تو
واسم مهم نیستی دیگه تو یاد تو مرده تو دلم
دیگه ازت بدم میاد فقط همینه مشکلم
نگو که قول میدی بهم نگو قسم خوردی دیگه
یه خورده دیره آخه برای من مردی دیگه
از عباس اگه کسی خواست کپی کنه اسم من رو هم یادتش باش
دوستدارت تارا جان عباس یک مسافر بی قرار
عشق ادما به هم قصه خنده داریه اولش قشنگ و بعدش همه گریه زاریه
وقتی عشقا همه از دم مثل هم تموم میشن چرا باز باید شروع کرد آخه این چه کاریه؟
آدما عادت دارن از همدیگه بت بسازن راه صد ساله رو یک سایت چار نعل بتازن
وقتی که قدیمی شد بگن دیگه خسته شدن بگن این کهنه شده به اون یکی دل به بازن
روز اول آدما میمرن از دوری هم روز بهد مینالن از بدی وناچوری هم
میرن رو هم میریزن با یکی روز دیگهاس نه واسه تنهایی شون برای چشم کوری هم
اونی که دیونه و خراب چشم ابوته پات نمیمونه آخه دست بالا دست فراونه
یکی پیدا نمیشه تو را وسه خودت بخواد واسه چشم و ابروته هر کی که دنبالت میاد
دوستدارت عباس یک مسافر
